یکسال گذشت . سیصد و شصد و پنج طی شد و در این مدت تهران ، ایران عزیز و جهان ما شاهد بسیاری اتفاقات تلخ و شیرین بود .
عملیاتهای انتحاری ، قاتل و مقتول آفرید . بلایای طبیعی جان بسیاری از جانداران را گرفت و اهریمن پلید دروغ و نفرت با ایران سربلند در نبردی نابرابر ، حوادث شومی آفرید که در تاریخ ایران عزیز بی سابقه بود.جهل و خرافات همچنان قربانی گرفتند و ریا وتزویر در سراسر این جهان پهناور بی شرمانه تاختند .
در مقابل این حوادث تلخ ، روزانه کودکان بسیاری بدنیا آمدند . کودکانی که جهان فردای ما را خواهند ساخت و مسلم بدانید که به جهان با نگاه بازتری خواهند نگریست و ” خرد ” این دشمن جهل و ناآگاهی گسترش خواهد یافت .
روشنفکران این دیار ما با همه سختی برای رفع این دشمن با تمام تلاش ، جنگیدند و به فردا دل بستند . فردائی که به ایران عزیز سوگند ، از آن ” خرد ” و اندیشه خواهد بود و در این ، لحظه ای تردید نکنید .
برای مردمان جهان امروز آرزوی بهترینها را دارم و از همه آنان می خواهم که با بازنگری دوباره باورها ، با تعقل و خرد به نقد گذشته بپردازند .
ارادتمند ملت سر بلند ایران
منصور گبرلو

بهار ۱۳۸۹ مبارک باد
۶ نظر تا کنون...
آقای گبرلو
سال نو بر شما مبارک
پاینده ایران
سال نو بر ایران سبز و مردمش م ب ا ر ک
امیدوارم که بار دیگر همه دوستان به باورهای گذشته نگاهی بیندازند و بتوانند خرافات را پاک کنند . از شما هم برای این نامگذاری جالب ممنونم
همیشه سبز باشید.
* گبرلو :
سارا خانم برای شما نیز سالی شاد آرزومندم ……… تمام حرفم من این است که هر آنچه گذشتگان به عنوان باور به ما تزریق کرده اند را دوباره بازنگری کنیم …… قرار نیست همه چیز را یک شبه تغییر داد بلکه بایستی همه باورها را دوباره با تعمق بررسی کنیم و ببینم آیا واقعا قابلیت تکیه دادن برای معیارهای امروزین را دارد یا نه .
همیشه دلتان بهاری باشد . پاینده ایران
سال صبر و استقامت بر شما و همه ملت ایران مبارک
یاحسین یا میر حسین
الله و اکبر
الله و اکبر
الله و اکبر
* گبرلو :
دوست من چرا ناشناس ؟؟!!
فردای ایران عزیز احتیاج به کسانی دارد که الگوهای جدیدی را ارائه دهند . در فرهنگ جاری ما همیشه این بوده که آسته برید و آسته بیائید . آیا ایران فردا نیاز به آن ندارد که نسل نو آن تصمیم بگیرند که برای خود ” حق آزادی بیان ” را قائل باشند ؟
اگر واقعا به آنچه می نویسید معتقدید بیائید باور گذشته را کنار بگذارید و از این نام ناشناس به در آئید .
برای شما سالی شاد آرزومندم
سال نو مبارک
وزیر فرهنگ ما
گبرلو گبرلو
امید فردای ما
گبرلو گبرلو
* گبرلو :
سال شادی برای شما آرزومندم
من قبلا هم در این خصوص نوشته ام …… در خصوص فرهنگ و هنر بایستی یک برنامه طویل المدت را در نظر گرفت و این امر مسلما با یک تیم قوی کارشناسی میتواند محقق گردد . شخصا برای سکانداری این کشتی مشکل ندارم اما به دلایلی ( که بعدا حتما اطلاع خواهم داد ) فعلا نمی توانم برنامه ریزی کنم .
در خصوص امید به من یا ……. یا کلا هر کسی دیگر ، پیشنهاد من این است که امیدتان به ” خرد و دانش ” باشد . با گسترش خرد و دانش ، میتوانید وجدان اجتماعی را بالا ببرید و جامعه ائی که وجدان اجتماعی بالائی داشته باشد به رفاه اجتماعی والائی دست پیدا خواهد کرد.
بدرود
امسال که نامگذاری شده ، این نامگذاری دیگه چه معنی داره ؟ شما بهتره تلاش فرهنگی اتون رو در ارشاد بالا ببرید .
اجرکم عندالله
* گبرلو :
امسال قصد دارم واحد نمایشنامه خوانی تالار محراب را با همه امکانات محدود ، رونقی بیشتر بدهم ……… نام گذاری ” سال بازنگری باورها ” یه نام گذاری شخصی است . چهل سال و اندی از عمرم گذشته و امسال ضروری دیدم که هر آنچه که در طی این سالیان به عنوان باور ، ملکه ذهنم شده است را باز نگری کنم ، آیا واقعا آنچه از گذشته گان در هر زمینه که برای ما به ارث رسیده ، دقیقا صحیح است ؟ آیا بایستی ما عینا همانگونه که آنان باور داشتند رفتار کنیم ؟ همه آن رسومات که آنان انجام دادند درست بود ؟ اگر پیامبر می خواستند بر اساس باورهای گذشته زندگی کنند که امروز اسلام پا برجا نبود …… ………. آیا شما با این گونه بازنگریها در خصوص باورها ، ارزشها ، رسومات و……. مشکلی دارید ؟
درود بر شما
دنیا را برای شما و خانواده تان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو میکنم
آقای گبرلو عزیز دیدی به غیر از من دیگران هم شما را الگو قرار داده اندمثل ثریاخانوم
در ضمن از کی رودست عده ای بلند شدید ما خبر نداشتیم مگه نمیدونید نامگذاری سالها فقط بر عهده یه نفره و شما پا تو کفش ایشون کردین
آخه اینم اسمه انتخاب کردین
* گبرلو :
پاینده باشید . متقابلا سالی پر از شادی ، ثروت ، صبر و استقامت برای شما و خانواده و الخصوص برای پدرتان آرزومندم …… الگو نبودم و نخواهم بود ….
برنامه ریزی برای یک سال ، یک امر شخصی است و تصورم این است که این حق برای همه محفوظ است .
مرسوم این است که ما انسانها هر آنچه از گذشته بوده را درست و صحیح بدانیم ، اما آیا زمان آن نرسیده که باورهای گذشته را مورد بررسی قرار دهیم و با یک بازنگری اصولی ، خرافات و آداب غلط زندگی را مورد تجدید نظر قرار دهیم ؟؟ اگر امروز به این کار دست نزنیم آیا مطمئنید که فردا فرصت آن خواهد بود ؟؟
آنقدر باورهای غلط در زندگی روزانه ما وجود دارد که بعضی مواقع دیگر به راحتی شناختن آن میسر نیست . من چند نمونه کوچک آن را فقط به عنوان ذره ای از این دریای بیکران مطرح می کنم
مثال یک :
باور ما در خصوص غذا به نحوی است که بیشترین مصرف نشاسته را داریم و چاق بودن را به عنوان سلامتی می شناسیم . برنج مصرف اصلی غذایمان را تشکیل می دهد و قورمه سبزی ما حداقل دو سه ساعت می جوشد که جا بیفتد و سبزی خاصیت خود را از دست می دهد و کله پاچه پر از چربی و حلیم سرشار از نشاسته صبحانه دلخواه ماست و در هنگام خرید بیش از مصرف ، میوه خریدن فرهنگ ماست و ……
آیا زمان آن نرسیده که باورهای مطلوب غذایی مان را یکبار دیگر بررسی کنیم ؟ به جای مصرف بیش از حد برنج ، ماده غذایی بهتری مثل سبزیجات را جایگزین کنیم ؟
آیا زمان آن فرا نرسیده که بعضی از غذاهای سنتی همچون قورمه سبزی را به روش دیگری طبخ کنیم که فواید سبزی را از بین نبرد ؟
آیا زمان آن نرسیده است که به جای کله پاچه و حلیم ، مثلا از ……….. برای صبحانه استفاده کنیم ؟
آری برادر ، معتقدم که فرهنگ غذایی ما ایرادهای اساسی دارد که از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده که بایستی مورد بازنگری قرار گیرد . لازم است که هر یک از ما از جائی شروع کنیم که در نتیجه زحمات نسل بعد کمتر گردد . تا آنان نیز ، فرهنگ مشارکت در ساخت روشهای جدید را بیاموزند و هم قدری زندگی را برای آنان ، سهل کنیم .
مثال دو :
باور دیگری داریم بر این اساس که تا آنجا که می توانیم به خودمان سختی ندهیم ( منظورم هم سختی فکری است و هم سختی جسمی ) . مثلا به جای استفاده از پله ، همیشه آسانسور را انتخاب می کنیم که راحتر است . مثلا به جای آنکه در یک محفل خانواده گی یک فیلم فرهنگی را ببینم که مسلما درک آن قدری احتیاج به زور زدن فرهنگی دارد ، به جای دیدن این گونه فیلمها ، سراپای این وقت گرانقدر را صرف سه ریالی های بی محتوای جعبه جادوئی تلویزیون می کنیم که اکثرا متاسفانه به صورت سطحی مسائل فرهنگی روز را توصیف می کنند به نحوی که امروزه از بس در آنها خواستگاری و اینگونه مسائل است ، تهوع آور شده اند . میدانید چرا عاشق سه ریالهای رایج می شویم . چون اهل سختی نیستیم . درک فیلمهای ارزشی ، سخت و گاه رنج آور است . زیاد ما را شاد نمی کند . شاید لازم شود که دو بار فیلم را ببینیم که متوجه بشویم اصلا داستان چیست . گره چه بوده و چگونه گره گشائی شده است .
مثال سه :
این مثال قدری جدی تر است . در یکسال گذشته در اثر عملیات انتحاری در تنها سه کشور : عراق ، افغانستان و ایران هم بمب گذاران دارای کمربند انتحاری و هم عده کثیری جان باختند . به راستی علت این همه کشتار انسانهای بیگناه چیست ؟ چرا در عراق سنی و شیعه برادر کشی می کنند ؟ چرا در افغانستان عوامل طالبان ، کشتار می کند و در ایران یک گروه به نام جند الله به نام رسیدن به بهشت ، انسان کشی می کنی ؟ آیا تنها این رهبران هستند که مشوق انسان کشی هستند ؟ آیا با دستگیری ریگی ، دیگر شاهد عملیات انتحاری کشتار انسانها در سیستان و بلوچستان نخواهیم بود ؟ واقعیت این است که انسانی که به خود کمربند بمب گذاری شده می بندد یک شبه چنین تصمیمی را نگرفته است او در طی یک روند چند ساله و بر اساس یکسری باورها اینگونه عمل می کند . این مورد در خصوص آن سنی که در عراق نیز کمربند شهادت به خود می بندد تا به خیال خود کافران شیعه را به درک واصل کند نیز صدق می کند . همه اینها بر اساس یکسری باورهای به ارث رسیده ، ناخود آگاه انسان کشی می کنند تا به رستگاری برسند …….. با بازنگری باورهای به ارث رسیده ، با تعمق و با تعقل می توانیم جهان امروز را از تروریسم انتحاری ( در هر کجا که باشد ، در روسیه یا در عراق و یا …….. ) نجات دهیم و این موتور سرکش را مهار کنیم . روشهای پلیسی کمک می کند اما این درد ، راه های درمانی بسیاری دارد و یکی از این درمانها ” بازنگری ” است .
آری برادر ، همانطور که گفتم یکی از باور غلط این دیار ما ، سختی نکشیدن است .( دنبال راحت الحلقوم می گردیم ) بر این اساس است که امسال تصمیم گرفته ام فقط سریالهایی را ببینم که دوستان سینمائی توصیه می کنند . تصمیم گرفته ام از آسانسور حدالمقدور کمتر استفاده کنم . تا دانیال بیاموزد . تا فرزندان دانیال همچون گذشتگان من رفتار نکنند و مسلم بدانید که این امر سخت است . چون نمی دانند که داستان چیست ، تحقیرت می کنند . مضحکه هم می شوی اما به راستی تحقیر دیگران مهمتر است یا اعتقادت ؟ و آن هم اعتقاداتی که پس از بازنگری و تعمق و تعقل گرفته شده است .
فکر می کنم طولانی شد …….. در این خصوص و درباره این نامگذاری باز هم حرف دارم ، باشد تا جائی دیگر .
فعلا بدرود
سال نو بر همه مردم ایران مبارک
سال بازنگری باورها ؟!!!!!!!!!!!!!! شاید شما شدیدا به این احتیاج داشته باشید اما مردم ما به باورهایشان افتخار می کنن .
* گبرلو :
زینب خانم
من قصدم بی احترامی به باورهای دیارم نیست . شخصا تصور می کنم که بعضی از رسومات و ارزشهای ما طی سالیان دراز با خرافات همراه شده و باز هم تصورم این است که وظیفه ما به عنوان بخشی از روشنفکران این زمانه ، بازنگری در این خرافات است تا بلکه بتوانیم میراثی ارزشمند برای آینده گان خود باقی بگذاریم …….. از توصیه شما هم ممنونم و این توصیه شما را هم بررسی خواهم کرد . به هر صورت اگر ناخواسته بی ادبی کرده ام ، معذرت می خواهم .
درج پاسخ