فیلم ” خانه جهنمی ” ساخته بازیگر قدیمی سینمای ایران خانم سوسن تسلیمی است که در سوئد توسط ایشان تهیه شده است … روایت ، روایت زندگی مهاجرین و مشکلات فرهنگی این دسته افراد با فرهنگ ینگه دنیاست . در این بین تضاد فرهنگ پدر خانواده و مادر بزرگ که عمری را در ایران گذرانده اند با دیگران بیشتر است در حالی که مادر،سوئدی است وبا فرندانش راحتر رابطه برقرار می کند
عنوان فیلم دقیقا مرتبط با فیلمنامه است ، چرا که این خانه در واقع محل کسب وکار خانواده ” سربندی ها ” هم هست و این دو گانگی گاه لحظات کمیک و گاه لحظات استرس زایی را برای بیننده می سازد ، اما گویا همه اعضای خانواده در یک کار با هم ، هم نظرند : ” خوردن ” !!
فرزندان سربندی با فرهنگ غرب بیشتر همسو شده اند و این مسئله الخصوص در مورد مینو بیشتر نمود پیدا میکند و صد البته که همین همسو شدن هم برای این خانواده سنتی ایرانی ، کم مشکل ندارد .
کارگردان سعی کرده است با تمام وجود ، همه ناگفتنی های این تضادهای فرهنگی را به نمایش بگذارد ، در حالی که نگارنده بر این باور است که تنها با برش کوچکی از وضع آشفته این خانواده در یک مقطع زمانی کوتاه و با استفاده از فلاش بک و فلاش فورواردهای ضروری ، راحتر مفهوم به بیننده منتقل می شد . بعضی ها از صحنه ها همچون نمایش مینو در امریکا دارای تکرار زائد است . و کلی گویی فیلمنامه باعث شده که شخصیت هایی همچون کریم که مجروح جنگ است ، نامشخص بماند و این خود جای کار بسیار داشته است ……. موسیقی فیلم ، بیشتر حال و هوای مهاجران ترک و عرب را زنده میکند و طبیعتا با فضای ایرانی هماهنگی ندارد …….

بازیگر رنجیده دیار ما و کارگردان امروز ( خانم سوسن تسلیمی ) با تمام تلاش سعی بر این داشته که برشی از زندگی مهاجرین را به تماشا بگذارد و سعی ایشان قابل تقدیر است . امید است با فراهم آمدن شرایط کاری بهتری برای ایشان در ایران ، نسل جدید سینما دوستان ، از تجربیات ایشان سود ببرند.
در رابطه با همین فیلم ایشان مصاحبه ای کرده اند که میتوانید در اینجا آنرا بخوانید:
http://zamaaneh.com/adibzadeh/2008/04/print_post_92.html
۷ نظر تا کنون...
منصور جان وب سایت مبارکه!
* گبرلو :
جناب آقای رسولی
ممنون ، برای شما و مردم ایران عزیز ، آرزوی بهترینها را دارم
از نقد و بررسی زیباتون ممنونم
* گبرلو :
ارادتمند ملت شریف ایرانم
وزیر فرهنگ ما
گبرلو گبرلو
* گبرلو :
درود بر شما …. اگر شرایط به نحوی بود که بایستی در این قسمت انجام وظیفه کنم ، خدمتگزار این مردمم
پاینده ایران
این لینکی که در رابطه با مصاحبه ایشون دادین مشکل داره …….. میشه لطف کنین و لیننک درست رو بگذارین ………. ممنون
امید ایران ما
وزیر فرهنگ ما
گبرلو گبرلو
* گبرلو :
چششششششششششششم
بازیگر رنجیده دیار ما ؟
میشه بفرمائید چه کسی این بازیگز محبوب شما را رنجاند ؟
آیا ایشون و امثال ایشون با بازیهای آنچنانی قلب و دل این مردم را نشانه نرفته اند ؟
* گبرلو :
عوامل مختلفی در این رنجش نقش داشتند : عدم برنامه ریزی ، بی برنامه گی ، مسئولین نا کارآمد ، حساسیت این قشر هنرمند و هزاران دلیل دیگر .
تا آنجا که به خاطر دارم این هنرمند سوابق کاری قوی ایی دارند . اگر غیر از این است ، محبت کرده و اعلام کنید تا به معلومات ما هم اضافه شود .
…. بیا و تفنگت را زمین بگذار
آقای گبرلو
همکار محترم در ارشاد اسلامی
چه تفنگی !! منکه تفنگی به سمت شما نگرفتم اما گویا شما با این نامگذاری سال جدید ( بازنگری باورها ) به اعتقادات ، رسومات و کلا فرهنگ اسلامی – ایرانی ما ، با تفنگ قلم اتان ، قصد حمله دارید .
بهتر نیست به جای بحث و بررسی یک فیلم ضد ارزشی خارج از کشور ، نقدی از فیلمهای ارزشی این دیار بنمائید که چهره واقعی رزمندگان و …… را نشان میدهد نه آن چیزی که این خانم از چهره بسیجی ها و جانبازان ما ، نشان میدهد که آه هر دردمندی را بر می آورد ؟
برادر بیا و تفنگت ( آن قلم بدبینانه ) را زمین بگذار
که ما بیزاریم از این دشمن خونبار
برادر بیا و تفنگت را زمین بگذار ………
* گبرلو :
……… قصد بی ادبی به هیچ باوری را ندارم تنها تقاضایم این است که در سال جدید به گذشته اما یه نیم نگاهی بندازیم مبادا خراقه ای را به ارث برده و ناخودآگاه مروج آن باشیم . در خصوص نقد فیلمهای دیگر نیز به چشم …… من کلی مطالب دارم که همراه با آماده سازی کامل سایت به تدریج در اختیارتان قرار می دهم . امیدوارم نقدهای دیگر باب دلتان باشد ………
این قلم با آن تفنگ بسیار تفاوت دارد ……..
ببینم این گبرلو اساسا یعنی چی
گبر لو یعنی کافرلو !! شایدم لولو!!
* گبرلو :
از شما ممنونم که یادم انداختید که یک کار نیمه تمام داشتم و همین نگارش مفهوم گبرلو بود .
بعضی چیزها در بدو تولد ناخواسته با آدمی است . که فرد در تعیین و انتخاب آن نقشی ندارد بلکه این والدین هستند که به جای شما انتخاب می کنند . مثل محل تولد ، دین ، جنسییت و …. ( گرچه گاهی این انتخاب نمودن اجباری تا سالیان سال گویا ادامه دارد ) . یکی از این موارد عدم انتخاب هوشمندانه ، نامگذاری است که بنده سراپا تقصیر در آن نقشی نداشتم .
و اما معنی گبرلو چیست ؟ تلفظ این کلمه و معنای آن بحث همیشه گی اقوام بوده و فکر می کنم هنوز هم هست . من با گشت و گذاری در لغت نامه دهخدا این مطالب را جمع آوری کرده ام :
گِبر : نام درختی است در جنوب ایران بین آب گرم و عباسی .
گَبَر : سنگی است که از آن ظروف و اوانی دیگ کاسه و صحن می سازند .
گَبَر : خیمه ای است که به یک ستون برپای کنند .
گَبَر : نام شهری از ولایت بجور که مابین کابل و هندوستان واقع شده است
گَبر : نام گیاهی است مانند زنجبیل که آن را در خراسان از زیر زمین بر می آورند و به جهت دفع سردی می خورند .
گَبر : در آرامی ( هزوارش ) گبرا به معنی مرد است ، مرد ، مرد بزرگ ، معرب آن جبر است .
گَبر : مغ ، آتش پرست ، مجوس ، زرتشتی ؛ گبر ، نامی که به زرتشتیان داده شده باید همان کافر عربی باشد و …… چون زبان ایرانیان از عهدۀ تلفظ واژه های بیگانه برنیامد به این هیئت درآمده البته با این هیئت دگرگون گشته پس از گذشتن یک دو قرن دیگر نتوانستند ریشه و بن این لفظ را بشناسند و گمان بردند که پیروان دین زرتشتی را باید چنین خواند .
در خاتمه نیز باید به عرض برسانم : با وجود بررسی های مجدد ، من سنخیتی بین گبرلو با ” لو لو ” ندیدم ……..
درج پاسخ